عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

533

منازل السائرين ( فارسى )

تفريق بين صفات و ذات زيرا ذات را با اعتبار صفت مشاهده نموده است و آن اسمى است كه عين ذات است . پس صفت را عين ذات ببيند بالحقيقه كه غير از ذات بالاعتبار است ، اين شهود ذاتى همان فناى فى عين الجمع است ؛ زيرا شهود ذات بدون مزاحمت نسبت‌ها و تعدد اعتبارى است كه همان كثرت اسمائيه است ، بلكه از حيث احديت است لكن اين شهود اسمائى يعنى اين درجه از معرفت به علم جمع حاصل شود نه به عين جمع و اين علم به آن است كه مسمّاى جمع اسماء ذات واحده است پس مسمّى هر اسمى ، مسمّاى همهء اسماء است و از اين‌رو اهل تحقيق گفته‌اند : به درستى كه هريك از اسماء الهى به تمامى اسماء توصيف گردد . « و تصفو فى ميدان الفنا » يعنى اين معرفت جز در ميدان فنا خالص نگردد چرا كه هنوز رسم در آن باقى است و همچنين علم المع كه ثابت گردد بدان ، اين معرفت از اينرو به ميدان تعبير شده است و استعاره لفظ ميدان بدان جهت است كه ميدان محل قتل است و مراد از فناء در اينجا عين الجمع است . همچنين اين معرفت به علم بقا تمام گردد نه به عين بقا . چراكه بقا ، مقام بعد فناست و اينكه به علم بقا تمام گردد بدان سبب است كه در اين علم نسبت و صفات ظاهرى گردد و رسوم خلقيه فانيه در مقام فنا ، موجود به وجود حقّند و قائم به قيوميت اويند بدون تفريق بين صفت و ذات . « و تشارف عين الجمع » چرا كه اين معرفت در حضرت واحديت است و جمع حضرت احديت است و حجاب‌هاى كثرت اسمائيه از وجه ذات احديت مرتفع مىگردد . و هى ثلاثه اركان : ارسال الصفات على الشواهد ، و ارسال الوسائط على المدارج و ارسال العبارات على المعالم . و هى معرفة الخاصه التّى تونس من افق الحقيقه درجهء دوم از معرفت بر سه ركن استوار است ؛ اول ارسال صفات بر شواهد و ديگر ارسال وسائط بر مدارج و سوم ارسال عبارات بر معالم . شواهد يعنى برق‌ها و تجلياتى كه در ابتدا براى شاهد روشن مىشود . در ارسال